1

دکتر صالح قاسمی از تهدید جمعیت با منویات سخن می گوید چهارشنبه 02 مهر 1399 - 01:35

جنگ جهانی جمعیت

جنگ جهانی جمعیت

 

جامعه پویا و جوان ایرانی با سیاست‌های تحدید جمعیت و قوانینی که در دهه‌ی هفتاد مصوب شد، روز به روز در حال کوچک‌تر شدن است. الگوی فرزندآوری ایرانیان در حال دگرگونی‌ست . نرخ باروری ایرانیان شیبی نزولی را طی می‌کند و چیزی نمانده که به صفر نیز برسد.

 

دکتر صالح قاسمی، نویسنده و پژوهشگر حوزه‌ی مطالعات راهبردی تمدن نوین اسلامی ست. از دکتر قاسمی، طی سالیان اخیر، آثار پژوهش محوری منتشر گردیده است، که بخش عمده‌ی آن‌ها به مسائل جمعیت و فرزندآوری می‌پردازد. به دنبال منویات راهبردی مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در باب تحولات و نگرانی‌های موجود درباره‌ی جمعیت ایران اسلامی، با دکتر صالح قاسمی به گفت‌وگو پرداختیم.

 

1.  پس از انقلاب اسلامی در ایران و با رسیدن به دهه‌ی شصت، میزان فرزندآوری ایرانیان افزایش یافت. به گونه‌ای که عده‌ای از آن دوران، با تعبیر «دهه‌ی انفجار جمعیت» یاد می کنند. نظر شما در این رابطه چیست؟

تعبیر «انفجار جمعیت» برای دهه‌ی شصت، تعبیر مناسبی نیست و بنده آن را قبول ندارم. در واقع این یک نشانی غلط بود که در آن برهه‌ی زمانی، به نهادهای تصمیم گیرنده و تصمیم‌ساز داده و به تبع آن، تصمیمات غلطی گرفته شد.

 ما در سال 1355، شاهد نرخ رشد جمعیت 3.0% بودیم. در سال 1365، نرخ رشد به 3.9% رسید؛ در حالی که در این سال، نرخ واقعی رشد 3.2 % بوده و این اختلاف 0.7% به دلیل اندازه‌گیری اشتباه بود. این اختلاف، ناظر به مهاجرین افغانستانی بود که به خاطر جنگ افغانستان و شوروی به ایران مهاجرت کردند و همچنین مهاجرین ایرانی ساکن عراق، که در اواخر جنگ به  ایران برگشتند و اصطلاحا  به آن‌ها معاودین گفته می‌شود.

در واقع، مهاجرت افغانستانی‌ها و بازگشت معاودین به ایران بود که نرخ رشد 3.2 % را به 3.9 %  تغییر داد و باعث تحلیل و تصمیم غلط شد. بنابراین بنده عرض می‌کنم نرخ رشد جمعیت، پیش از انقلاب و پس از آن تغییر زیادی نداشت و این تغییر فقط در حد 0.2% بود. پس تعبیر انفجار جمعیت، یک تعبیر غیرکارشناسانه، غیر علمی و غلط بود.

 

۲. چرا مسولین از دهه‌ی هفتاد، سیاست‌های تحدید جمعیت را مطرح کردند و با تبلیغات گسترده‌ی «فرزند کمتر، زندگی بهتر» مواجه شدیم؟

همین تحلیل غلط از نرخ رشد جمعیت در سال 1365، باعث شد مسئولین به سمت طرح تنظیم خانواده و کنترل جمعیت بروند. البته بنده، کسانی که این پروژه را مدیریت کردند به دو دسته تقسیم می‌کنم. یک دسته که اکثریت هستند، کسانی هستند که دچار غفلت شدند. این دسته، با داده‌های غلط، اطلاعات غیر مستند، تحلیل‌های اشتباه و تحت تاثیر جو رسانه‌ای غرب، تصمیمات غلطی گرفتند. این‌ها، تحت تاثیر جو حاکم بر نهادهای بین المللی قرار گرفتند که در صدد کنترل جمعیت کشورهای اسلامی و کشورهای شرقی بودند و در واقع فریب خوردند. اما گروه دوم، عده‌ی بسیار کمی که در اقلیت کامل بودند و از سر خیانت و تعهدی که به دشمنان این انقلاب داشتند، وارد این پروژه شدند. آمار سازی کردند، تحلیل‌های غلط به مسئولین دادند و پروژه تنظیم خانواده را در کشور تسهیل و توجیه کردند. نگاه به این موضوع، باید از این دو زاویه باشد. اگرچه غفلت با خیانت از جنبه‌ی نتیجه تفاوتی نداشت، ولی بالاخره گمان بنده این است که باید مسئله را به درستی شناخت. این بود که در پایان دهه شصت و در برنامه‌ی اول توسعه، طرح کنترل جمعیت در دستور کار قرار گرفت و در سال 1372، قانون تنظیم خانواده تصویب شد. در شرایطی که نرخ باروری، به طور طبیعی، از سال 1364 رو به کاهش نهاده بود، تصویب این قانون هم باعث شد شیب کاهش نرخ باروری به طور جدی افزایش پیدا کند و امروز ما را به نقطه فعلی برساند که در شرایط هشدار جمعیتی و یک بحران همه جانبه‌ی جمعیت رسیدیم.

 

۳. اگر سیاست‌های کاهش جمعیت و تنظیم خانواده مطرح و اجرا نمی‌شد، روند فعلی جمعیت ایران چگونه بود؟

باید کمی دقیق‌تر به این نکته توجه کرد. ما نرخ باروری حدود 6.5 فرزند به ازای هر زن در سال 1365 را به نرخ باروری 1.7 فرزند در پایان سال 1398 رسانده‌ایم. این، یعنی رکورد جهانی کاهش نرخ باروری در یک بازه‌ی حدود 30 ساله. اگر پروژه‌ی تنظیم خانواده اجرا نشده بود، ما با نرخ باروری 3 فرزند به ازای هر زن روبه‌رو بودیم. یعنی اگر این پروژه به‌صورت غیرکارشناسانه به اجرا در نمی‌آمد و یا حداقل بعد از اجرا، با رصد درست، به موقع معلق می‌شد و برنامه‌ها به روند عادی خود برمی‌گشت، ما از نرخ باروری 6.5 فرزند در سال 1365، امروزه باید به نرخ باروری 3 تا 3.5 فرزند می‌رسیدیم. در حالی که حالا، به نرخ باوری 1.7 فرزند رسیده ایم. که این، پایین‌ترین نرخ باروری در دنیای اسلام است. در واقع این قانون و رصد نشدن درستِ اجرای پروژه‌ی کنترل جمعیت، همراه با  شرایط اقتصادی، تغییرات فرهنگی و تغییرات سبک زندگی، همه دست به دست هم دادند تا ما شاهد سرعت بالایی در کاهش نرخ باروری باشیم.

 

۴. چه عواملی را  موثر بر کاهش جمعیت در سال‌های اخیر می‌دانید؟

متغیرهای زیادی روی الگوی فرزندآوری خانواده‌ی ایرانی، ایفای نقش می‌کند. به تعبیری، الگوی فرزندآوری یک تابع چند متغیره است. در این میان، شاید احصای عوامل موثر خیلی مفصل باشد؛ می‌توان گفت بیش از 45 متغیر در موضوع فرزندآوری تاثیرگذار است. اما اگر بخواهم مهم‌ترین آن‌ها را عرض کنم، این 5 مورد را باید عنوان کنم:

سبک زندگی، شرایط اقتصادی، رسانه، سیاست‌گذاری و بهداشت و درمان. از بین این 5 مورد، سبک زندگی و شرایط اقتصادی، مهم‌ترین عوامل هستند. اما دانستن این که سهم کدام یک از این متغیرها بیشتر است ما را در شناخت مسئله و بعد در تدوین راهبردها و راهکارهای برون رفت از این بحران بسیار کمک خواهد کرد. نتایج تحقیقات نظری و عملی، تحقیقات آماری و همچنین پژوهش‌های میدانی ما، نشان دهنده‌ی این است که متغیر سبک زندگی و نوع نگرش عمومی به فرزندآوری، بالاترین سهم را در کاهش نرخ فرزندآوری دارد و پس از آن، متغیر عوامل اقتصادی و رکود اقتصادی، دارای بیشترین سهم در این طبقه‌بندی است. پس به همین دلیل، باید دید که چه عواملی می‌توانند این دو متغیر را تغییر دهند و آن‌ها را مورد توجه ویژه قرار داد.

 

۵. دلیل پرهیز خانواده‌ها از فرزندآوری و ترجیح تک فرزندی را در چه می‌بینید؟

این سوال نیز متغیرهای زیادی دارد. اما رواج فردگرایی و تحلیل اشتباه خانواده‌ها، دلیل اصلی این مسئله است. اول، رواج باور رفاه، لذت طلبی و راحت جویی بین خانواده‌ها و در واقع همان فردگرایی که امروزه، بشر در تمام دنیا با آن درگیر است. دوم هم، تحلیل‌های غلطی که والدین دارند. بسیاری از والدین، خوبی کردن در حق  فرزندانشان را تامین نیازهای آن‌ها می‌دانند و ترجیح می‌دهند تا یک فرزند داشته باشند، تمام امکانات را در اختیار آن فرزند بگذارند و تربیت را تنها روی او متمرکز کنند تا به نتیجه‌ی مطلوبی برسند. در حالی که از این مسئله غافلند که با الگوی تک فرزندی، تربیت و سلامت روح و روان و نیز تامین آینده­ی فرزندشان به هیچ وجه محقق نمی‌شود. امروزه، کارشناسان تربیتی و نیز بسیاری از خانواده‌ها، به طور تجربی، به این نتیجه رسیده‌اند که انباشت امکانات، به معنای تربیت صحیح و تامین آینده‌ی فرزند نیست. لذا اگر عده­ای فکر می­کنند که به‌خاطر فرزندشان، باید به یک بچه رضایت دهند تا بتوانند آینده­ی او را تامین کرده و به شکل بهتری رقم بزنند، باید به آن‌ها گفت که این اطلاعات و باور غلطی است که ایجاد شده و باید حتما اصلاح شود.

۶. علت نگاه منفی به تعداد بالای فرزندان و نیز فرزندآوری در سنین بالای 35 سال چیست؟

نگاه منفی به فرزندآوری در سنین بالای 35 سال، باز هم ریشه در همان اطلاعات و باورهای غلطی دارد که متاسفانه، طی سال‌های متمادی، در کشور ترویج شده است. به این معنی که ما طی این سال‌ها، بعضی گزاره‌های غیر علمی را، به عنوان گزاره­های علمی به مردم معرفی کرده‌ایم، مانند «فرزند کمتر، تربیت بهتر». در حالی که این گزاره، اصلا علمی نیست و غلط است. در مورد سن ایمن فرزندآوری نیز، سال‌های سال در کشور ما، بر اساس بعضی داده‌های غلط به ظاهر علمی اما غیر علمی اعلام شده که سن ایمن فرزندآوری در حدود 25 تا 35 سالگی است. در صورتی که مراجع جهانی پزشکی نیز این را تایید نمی‌کند و به تازگی، مراجع معتبر پزشکی مانند British Medical Journal،WHO و... اعلام کرده‌اند که سن ایمن فرزندآوری و قدرت فرزندآوری، از سن 17 سالگی آغاز می‌شود ، در سن 19 سالگی به اوج خود می‌رسد و تا 43 سالگی ادامه پیدا می‌کند. پس از این سن نیز، به هیچ وجه منعی نسبت به فرزندآوری وجود ندارد و چه بسا سیاست‌های جمعیتی باعث شده است که فرزندان مادران زیر 17 و بالای 44 سال، تحت عنوان فرزندان طلایی (GOLDEN BABY) نامیده شوند، یعنی فرزندانی که خیلی ارزش بالایی دارند.

متاسفانه این باور اشتباه، یکی دیگر از گزاره‌های غلطی است که سال‌ها به مردم داده شده. در صورتی که هیچ داده‌ی علمی معتبری برای آن وجود ندارند و مراجع علمی نیز آن‌ها را تایید نمی‌کنند.

 

۷. با توجه به ورود انقلاب جنسی به ایران و سیاست‌هایی که گاه حامی همجنس بازی هستند، به نظر شما آینده‌ی خانواده در ایران چگونه خواهد بود؟

خانواده، در همه‌ی جوامع، به عنوان اصلی‌ترین نهاد اجتماعی شناخته می­شود. تجربه­ای که غرب در دگرگونی نهاد خانواده داشت، تجربه‌ی بسیار روشنی است که پیش روی ماست و آسیب‌های گسترده و جدی که جوامع غربی از تضعیف نهاد خانواده دیده‌اند، واضح است. البته بنده، قائل هستم که ما در ایران حتما دچار یک دگرگونی تعریف از خانواده و یک دگرگونی در ساختار خانواده خواهیم بود ولی نه دقیقا شبیه آن‌چه در غرب، به عنوان انقلاب خانوادگی (Family Revolution شاهد بودیم. با توجه به این‌که جامعه‌ی ایران و خانواده‌ی ایرانی، از ریشه‌های ایدئولوژیک و سنتی بسیار عمیقی برخوردار است و این باعث می­شود که تفاوت‌های جدی با خانواده‌ی غربی داشته باشد.

تحولات جمعیتی و تحولات در الگوی فرزندآوری، یکی از عوامل اصلی و تاثیرگذار در تغییر و دگرگونی خانواده در ایران خواهد بود. خانواده در ایران، طی سه دهه‌ی گذشته، به طور دائمی در حال کوچک‌تر شدن بوده و از نوع «خانواده‌ی گسترده» به «خانواده‌ی هسته‌ای» و حتی «خانواده­ی زوجی» رسیده‌ایم. این‌ها، ساختار و تعریف و کارکرد خانواده در جامعه را به طور محسوسی تغییر می‌دهند. می‌توان گفت یک انقلاب خانوادگی از نوع ایرانی آن در حال شکل­گیری است که تحولات جمعیت و الگوی فرزندآوری از اصلی‌ترین دلایل آن خواهند بود.

 

۸. نتایج زیانبار سونامی کاهش جمعیت را چه می‌دانید؟ دلایل تاکید رهبر معظم انقلاب بر قوت بودن نیروی جوان برای کشور، چیست ؟

من تعبیر شما را باید اصلاح کنم. ما سونامی کاهش جمعیت نداریم. ما طی سه دهه‌ی گذشته، شاهد کاهش نرخ رشد جمعیت بودیم و از 3.9 درصد در سال ۶۵، امروز به کمتر از یک درصد (یعنی 0.9 درصد) رسیده‌ایم.  البته هنوز مثبت است اما با ادامه‌ی روند فعلی، تا حدود ۱۵ سال آینده، نرخ رشد جمعیت ما صفر و بعد از آن منفی خواهد شد. در صورت منفی شدن نرخ رشد جمعیت، ما شاهد کاهش جمعیت کل خواهیم بود. پس هرچند هنوز شاهد کاهش جمعیت کل نیستیم، ولی روند نرخ رشدمان کاملاً کاهشی است و چیزی نمانده که این نرخ رشد صفر و منفی شود.

اما این‌که می‌فرمایید چرا حضرت آقا فرمودند که نیروی جوان قوت است: این تعبیر، تعبیر اختصاصی حضرت آقا نیست. من امروز به شما عرض می‌کنم که بیش از ۱۵ نفر از بزرگ‌ترین دانشمندان اقتصادی جهان، که حدود ۷ نفر از آنها نوبلیست‌های اقتصاد جهانی هستند، اذعان دارند که جمعیت جوان، نیروی جوانی و نرخ رشد مثبت جمعیت لازمه‌ی رشد و توسعه‌ی‌ اقتصادی همه‌ی جوامع بشری‌ست. در واقع نرخ رشد جمعیت و جمعیت جوان، موتور محرکه‌ی اقتصاد، توسعه و پیشرفت جوامع بشری دانسته می‌شود. همه کشورهایی که امروز جزء کشورهای توسعه یافته به شمار می‌روند، در دوره‌ای که جمعیت جوان‌شان، نسبت زیادی از جامعه‌ی آن‌ها را تشکیل می‌داده، به رشد و توسعه رسیده‌اند. این کشورها، در همان دوران پنجره‌ی جوانی جمعیت بوده که توانستند به کشورهای صنعتی، توسعه یافته و پیشرفته تبدیل شوند و حالا که وارد فاز سالمندی جمعیت شده‌اند، یکی پس از دیگری مبتلا به رکود اقتصادی می‌شوند و این باعث می‌شود که به طور جدی بحران‌های اقتصادی داشته باشند. به همین دلیل عرض می‌کنم که این تاکید مقام معظم رهبری و این دغدغه‌مندی ایشان، دغدغه‌مندی همه‌ی کارشناسان برجسته‌ی جهانی است و دغدغه‌ای کاملا علمی، دقیق، آینده‌نگرانه و دلسوزانه است.

 

۹. رهبرمعظم انقلاب چندین بار تاکید کردند که جمعیت ایران میتواند به ۱۵۰ میلیون نفر برسد؛ آیا از نظر اقتصادی، فرهنگی و...  چنین چیزی ممکن است؟

نکته نخست این که، تعبیر ۱۵۰ میلیون نفر جمعیت برای ایران، تعبیر رهبر انقلاب نیست. قبل از ایشان حضرت امام (رحمه الله علیه)، این را فرمودند که: «۱۵۰ میلیون و دویست میلیون نفر جمعیتی است که برای ایران متصور ست

به عنوان نکته‌ی دوم، باید عرض کنم که این حرف، حرف بسیار دقیقی است. یعنی حرفی نیست که با یک گمانه‌زنی و ایده‌آل‌پردازی ذهنی اتفاق افتاده باشد. به عنوان یک کارشناس جمعیت، که سال‌ها در حوزه‌ی جمعیت کار کرده و در رشته‌های مرتبط با این حوزه، تحقیق و تالیف داشته‌ام باید عرض کنم که ما از منظر ظرفیت‌های منابع طبیعی، جغرافیایی، منابع آب، منابع فسیلی، منابع انرژی و همین‌طور ظرفیت فرهنگی و سبک زندگی، به طور آسان و با یک مدیریت معمولی، نه یک مدیریت فوق ویژه، می‌توانیم در ایران اسلامی با این مساحت، ۲۰۰ میلیون نفر جمعیت داشته باشیم و آن را مدیریت کنیم و این کاملاً با اعداد و ارقام قابل اثبات است. ما پژوهش‌هایی در حوزه‌ی منابع آب و میزان مصرف آب در حوزه‌های مختلف ورودی و خروجی منابع آب داشتیم و بر اساس این پژوهش‌ها، این مسئله، قابل اثبات است. در حوزه‌های دیگر هم پژوهش‌های مشابهی انجام شده و می توانیم صاحب نظرها را دعوت ‌کنیم تا در این رابطه، بیشتر تحقیق کنند و به گفت‌وگوی علمی بنشینیم، ان شاء الله.

 

۱۰. دولت در سال‌های اخیر چه اقداماتی در حوزه‌ی جمعیت انجام داده است؟

نرخ باروری ما از سال ۱۳۷۹ یا ۱۳۸۰ به این‌طرف، به کمتر از 2.1 فرزند -که نرخ جانشینی است- سقوط کرده و از سال ۱۳۹۰ و به طور علنی از سال ۱۳۹۱، رهبر انقلاب هشدارهایی را در این رابطه به طور جدی مطرح کردند. سیاست های کلی جمعیت هم از سال ۱۳۹۳ به قوای سه گانه و مجمع تشخیص ابلاغ و این باعث شده که وظایف قانونی در این خصوص ایجاد شود.

اما این‌که فرمودید دولت چه کرده، در یک جمله به شما عرض می‌کنم: متاسفانه دولت تدبیر و امید کوچک‌ترین اعتقادی به سیاست‌های کلی جمعیت و هشدارهای کارشناسان و رهبر انقلاب نداشته و با قاطعیت به شما  می‌گویم هیچ اقدامی برای تحقق اهداف سیاست‌های کلی جمعیّت و افزایش نرخ فرزندآوری در کشور ما انجام نداده است.

نخست، با عدم حمایت باعث شده که طرح جامع جمعیت حدود ۷ سال و بلکه بیشتر در مجلس متوقف شود و به تصویب نهایی نرسد.

دوم، مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص افزایش نرخ باروری را کاملا نادیده انگاشته و به آن توجهی نکرده است.

سوم، مواد جمعیتی برنامه‌ی ششم توسعه که با فشار نمایندگان در برنامه قرار گرفت را کاملاً از برنامه‌هاش حذف کرده و هیچ توجهی به  این قسمت برنامه نداشته است.

چهارم، آقای رئیس جمهور، معاون اول ایشان و وزرای مرتبط، هرگاه در این رابطه صحبت کردند، در نقطه‌ی مقابل سیاست‌های کلی جمعیت اظهار نظر کردند و حتی دستورالعمل‌هایی که در هیئت دولت تنظیم شده، همه مخالف سیاست‌های کلی جمعیت بوده است. به عنوان مثال وقتی بنا شد که یارانه‌ی بنزینی پرداخت شود، الگوی طراحی آن، این طور  بود که خانواده و فرزندآوری با ضریب منفی محاسبه شد. قرار شد یارانه‌ی فرزندانی که تازه متولد می‌شوند،  با ۳ شرط پرداخت شود و در صورت نداشتن این سه شرط، یارانه‌ی آن‌ها پرداخت نمی‌شود. یعنی باز عدم حمایت از فرزندآوری. وام ازدواج به سنین ۱۸ تا 38سال محدود شد و آن هم برای ازدواج اول، که این باعث افزایش نرخ تجرد و و افزایش افراد مجرد بر اثر طلاق یا فوت همسر شد. لذا با قاطعیت به شما عرض می‌کنم که این دولت هیچ اعتقادی به این سیاست‌ها نداشته و هیچ گاه در جهت این سیاست ها هیچ قدمی برنداشته است.

۱۱. تشکیل کمیسیون خانواده و جمعیت در مجلس، اتفاق مثبتی خواهد بود؟

در حال حاضر طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده، که طرحی شامل مشوق‌های مالی برای حمایت از فرزندآوری است، در کمیسیون فرهنگی در حال رسیدگی است و امیدواریم که این طرح، در مجلس یازدهم، هرچه زودتر به صحن برسد و تصویب شود. اما کمیسیون ویژه‌ی خانواده و جمعیت که صحبت از تشکیل آن مدتی است که شنیده می‌شود نیز اقدامی خوب است. به شرطی که باعث نشود اقدامات در این حوزه، با بهانه‌ی کارشناسی شدن در پیچ و خم بروکراتیک این کمیسیون و بعضی نهادهای دیگر یک زمان طولانی را طی کند، آن هم در حالی که ما از فرصت 40 ساله‌ی پنجره جمعیتی‌مان، پانزده سالش را از دست داده‌ایم و فرصت‌سوزی کرده‌ایم. این اقدامات، تحت عنوان کارشناسی و به بهانه‌ی کارشناسی دقیق، باعث می‌شود که زمان باقی مانده از پنجره‌ی جوانی جمعیتی‌مان را هم، که حدود ۲۰ تا ۲۵ سال است، از دست بدهیم و دیگر امکان مدیریت بحران جمعیت را نداشته باشیم. در مجموع این اقدام، به نظرم اقدام خوبی است. باید کمی در نحوه‌ی تشکیل کمیسیون و در مدیریت و اهدافی که برای آن دیده می‌شود دقت بیشتری شود که مشاوره با کارشناسان می تواند این را تضمین کند.

 

۱۲. برای تصحیح الگوی فرزندآوری، چه اقدامات و قدم هایی باید برداشته شود؟

 برای تصحیح این الگو به نظرم باید دو اقدام بزرگ اتفاق بیفتد: دو راهبرد وجود داشته باشد که ذیل هر کدام از این راهبردها، راهکارهایی تعریف شود. دو راهبرد اصلی برای اصلاح الگو فرزندآوری از منظر بنده این است:

  1. تبیین مسئله: تبیین شرایط جمعیتی کشور برای عموم مردم، نخبگان و مسئولین. چون متاسفانه بسیاری از مردم ما و حتی بسیاری از نخبگان و مسئولین ما، هنوز مسئله‌ی تحولات جمعیتی را به درستی نمی‌شناسند و همچنین اهمیت، ابعاد، تاثیرگذاری، عمق بحران، عمق شرایط خطر، هشداری را که ما در آن قرار گرفته‌ایم و نیز پیامدهای جدی سالخوردگی جمعیت را درست نمی‌دانند. پس راهبرد اول این است که باید مسئله، به طور دقیق و علمی و صریح و شفاف تبیین شود.
  2. بعد از تبیین مسئله باید نهادهای مسئول به وظایفشان عمل کنند و این با راهبرد مطالبه‌گری محقق می‌شود. باید کاری کنیم که مردم، NGOها وکارشناسان بتوانند مطالبه‌های به حق و قانونی خود را به گوش مسئولین و نهادهای مربوط برسانند و نهادهای مسئول نیز باید پاسخگو باشند که چرا نسبت به این سیاست‌ها کوتاهی کردند و چرا به وظایف مصرح خودشان در سیاست‌ها و در قوانین موجود عمل نکردند. این هم راهبرد دوم که عنوانش را مطالبه‌گری می‌گذاریم.

 

۱۳. این راه، راه طی شده اروپایی‌هاست. از سیاست‌های کاهش فرزند تا طرح‌های مشوق افزایش جمعیت. از این تجربیات چه درس‌هایی می‌توان گرفت ؟

همان طور که فرمودید کشورهای غربی و البته همه‌ی کشورهای دنیا تجاربی دارند؛ چه در دوره‌ی کنترل جمعیت و چه در دوره‌ی سیاست‌های افزایش جمعیت و اعطای مشوق‌های فرزندآوری. ما می‌توانیم از این تجربه‌ها به درستی استفاده کنیم. این تجارب را می‌توانیم با شرایط فرهنگی خودمان تطبیق داده، بومی‌سازی کنیم و از آن‌ها استفاده نماییم.

این مشوق‌ها، برای دو متغیر مهم در موضوع فرزندآوری ایفای نقش می‌کنند. متغیر اصلی سبک زندگی و متغیر دوم شرایط اقتصادی است. این مشوق‌ها هم می‌توانند در همین دو راهبرد قرار بگیرند، یعنی ما به مشوق‌هایی برای اعطای جوایز مالی و حمایت های مالی از زوجین برای افزایش فرزند آوری و مشوق‌هایی برای ارزش‌گذاری اجتماعی فرزندآوری و اصلاح نگرش عمومی به فرزندآوری نیاز داریم. در حوزه‌ی فرهنگ و سبک زندگی و اقتصاد باید این مشوق‌ها وجود داشته باشند و حتما  موثر خواهند بود. ما تجارب کشورهایی را داریم مثل روسیه ، فرانسه، سنگاپور و بعضی کشورهای دیگر که تجارب کاملا موفقی محسوب می‌شوند و با این دو بال اقتصادی و فرهنگی  توانستند الگوی فرزند آوری در کشور خودشان را اصلاح کنند که امیدوارم به زودی مورد توجه جدی مسئولان ما و همین طور خانواده‌های ما قرار بگیرد.

 

 

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

دیدگاه

chapta